در حضور کودک والد دیگر را مورد انتقاد قرار ندهید
شاید کودک نسبت به هر یک از والدین احساس حفاظتی و دفاعی داشته باشد و از
ترس اینکه مبادا والدینش ناراحت یا عصبانی شوند تمایلی به صحبت کردن نداشته
باشد . وقتی می خواهید احساسات منفی خود درباره همسرتان را بازگو کنید
حالت درست این است که با یکی از دوستان یا درمانگرتان صحبت کنید نه اینکه
گله همسرتان را به کودکتان بکنید .
۵ – وقتی کودکتان مشغول بازگویی احساساتش می باشد اجازه دهید که کاملاً صادق باشد
شاید شنیدن بعضی از حرفها برای والدین سخت باشد اما ایجاد جوی صمیمانه که
در آن کودک بتواند بدون هیچ بازخورد یا قضاوتی به بازگویی احساساتش
بپردازد، کمکشان می کند که بر روی این احساسات شان کار کنند و بدین ترتیب
شما هم به نگرانی های آنها دست خواهید یافت .
۶ - صبور باشید
اغلب طلاق تمام افراد درگیر را، ضعیف و متزلزل می کند . شاید کودکان نیاز
به زمان اندکی دارند تا قبل از باز گو کردن احساساتشان آن را پردازش نموده
و سپس درباره اش صحبت کنند .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:15  توسط
|
داستان موفقیت لیونل مسی بهترین بازیکن جهان
استادیوم مملو از جمعیت است .از میانه میدان توپ به پسر جوان و خیلی
ریز نقش میرسد و به پاهایش میچسبد. یکی از بازیکنان حریف با قدرت زیاد به
سوی پاهایش حمله میکند اما او با پای چپ، سمت راست حرکت میکند و مدافع
تنومند به جای توپ هوا را میزند و او با توپی که برایش بزرگتر از حد
معمول است و انگار به پاهای کوچکش چسبیده از نیمه زمین با سرعت زیاد به سمت
دروازه حریف حرکت میکند. او از روی سکوهای ورزشگاه در میدان بازی مثل
لکهای کوچک بهنظر میرسد. در تیرماه سال ۱۹۸۷ او در قسمت نامناسب شهر
روزاریوی آرژانتین به دنیا آمد. پدرش کارگر کارخانه بود و مادرش نظافتچی.
وقتی هم که به دنیا آمد زندگی آنها قوز بالا قوز شد چون با این وضعیت مالی
و معیشتی باید از یک بچه بیمار نگهداری میکردند. به او لقب «کک» دادهاند
چون در میان غولهای تنومندی که در زمین فوتبال هستند او مانند این حشره
کوچک و حتی غیرقابل مشاهده است. موهای لخت و روشنش روی پیشانیاش ریخته و
چهرهای معصومانه دارد. چهرهای کودکانه دارد و انگار هنوز ریش و سبیلش
درنیامده است.
او از میانه زمین مثل لکهای کوچک و مهارنشدنی حرکت میکند، یک
بازیکن قوی دیگر به قصد گرفتن توپ و قلم کردن آن پاهای ظریف خیز برمی دارد
اما لکه کوچک با پیچ و خمی که به بدنش میدهد بدون آنکه کوچکترین ضربهای
بخورد رد میشود. بازیکن حریف مستاصل از زمین بلند میشود و دنبال او شروع
به دویدن میکند. مدافع در مغزش به این فکر میکند که این بچه چگونه
میتواند اینگونه پیش برود اما «کک از او دور و دورتر میشود.»
لیو تا ۱۰ سالگی مثل بچههای دیگر زندگی میکرد اما از این سن دیگر رشد
بدنش متوقف شد. بچههای همسن و سال او رشد میکردند و استخوان میترکانند
اما او همانطور کوچک مانده بود. در مدرسه با او مثل بچههای عقب مانده
رفتار میکردند. صدایش هم مثل بقیه پسر بچهها دورگه نشده بود. خورخه و
سیلیا پدر و مادرش از این موضوع ناراحت بودند و لیو را پیش دکترهای مختلف
برند. پزشکان تشخیصشان این بود، لیو به نوع کمیابی از بیماری نانیسم مبتلا
است. در این بیماری هورمونهای رشد بدن بهطور نامنظمی کار میکردند و
همین موضوع باعث شده بود، تا او دست و پاهای کوتاهی داشته باشد و مثل دیگر
همسن و سالهایش رشد نکند. مشکل بزرگتر این بود، جدا از هورمونهای رشد
هورمونهای دیگر بدن نیز درست کار نمیکردند. از همان کودکی هم فوتبال بازی
میکرد اما همیشه از همه کوچکتر بود و همه فکر میکردند لیو عقب مانده
است. در ۱۰، ۱۱ سالگی قد او چیزی در حدود ۱۴۰ سانتی متر است و این موضوع
دردناکی برای او است که آرزوهای بزرگی دارد. پدر و مادرش هم مثل همه
آرژانتینیها عاشق این هستند که فرزندشان دیهگو مارادونا شود اما بیماری
هر ۳ آنها را ناامید کرده است و لیو واقعا در فوتبال استعداد دارد. لباسی
که باشگاه به او داده تا زیر زانویش میآید و کفشی که اندازه پایش باشد
نیست و مجبور است کفشهای شماره بزرگتر را بپوشد. او برای اینکه بتواند
بازی کند مجبور است بند کفشها را آنقدر سفت ببندد تا بتواند در زمین بدود.
با تمام این اوصاف لیو مهارت وصفناشدنی در بازی فوتبال دارد، هرچند کمتر
کسی او را به دلیل اندام ریز و ناقصش جدی میگیرد اما او و خانوادهاش حال و
روز خوشی ندارند. آنها نمیدانند با این شرایط چه میشود کرد. خورخه
درآمد چندانی ندارد و میداند برای هزینه پسرش باید پول زیادی داشته
باشد.همه اینها لیو و خانواده را تا مرز ناامیدی کامل از آینده پیش برده
است. تنها راه چاره بمباران هورمونی بدن لیو با هورمون «جی اچ» است. روش
درمانی که شاید جواب بدهد و بتوان درهرسال چند سانتیمتر به قد لیو اضافه
کرد ولی این روش درمان برای خانوادهاش بسیار گران است. ماهانه ۹۰۰دلار آن
هم در اوایل دهه ۹۰ برای خانواده لیو چیزی شبیه به پرواز کردن بدون بال
است.
او با توپ که با آن قامت کوچک و توپی که برایش بزرگتر از حد معمول است
به محدوده هجده قدم نزدیک میشود. یک مدافع خشن که میخواهد مانع حرکتش شود
سر میرسد که مدافع تعادلش را از دست میدهد و او مثل آب خوردن از چپ وارد
محوطه جریمه میشود. حدود ۱۰۰ هزار جمعیت حاضر در ورزشگاه مثل صحنه فیلم
که دکمه پاور را فشار داده باشید، فریز شدهاند. انگار جادوگر با عصای
کوچکی که روی آن ستاره درخشانی قرار دارد همه را جادو کرده و زمان برای
لحظهای متوقف شده باشد.
استعدادیابها در زندگی فوتبالیستهای آمریکای جنوبی حتی از خانواده هم
مهمتر هستند. آنها هستند که سالانه چند بچه فقیر را از فرش به عرش
میرسانند. آنها مهمترین اتفاقات زندگی کودکان فقیری هستند که رویاهای
بزرگی دارند. مثل فرشتههای کارتونی که آرزوهای دستنیافتنی را برآورده
میکنند. استعدادیابهای فوتبال مثل فالگیرهایی هستند که آینده را
میبینند. آنها میدانند که یک کودک ۱۰، ۱۲ ساله میتواند تبدیل به
ستارهای بزرگ شود. یکی از همین فالگیرهای قهار یک روز روی سکوی ورزشگاه
«نیو اولد بویز» نشسته و در حال تماشای بازی بازیکنان نوجوان است. از
آنجایی که خبره کارش است دیدن چند دقیقه از بازی این بچهها از پشت عینک
دودی هم کفایت میکند. بلند میشود و از مربی میخواهد تا با پدر کوچکترین
بازیکن زمین حرف بزند. خورخه وقتی با پیشنهاد استعدادیاب برای رفتن به
اسپانیا مواجه میشود نمیداند باید چه کاری انجام دهد. اگر این همه راه از
آرژانتین به اسپانیا برود، آن هم با این وضع خراب مالی و مسئولان بارسلونا
لیو را نخواهند او باید چکار کند. او میداند که لیو نیاز به درمان دارد و
همچنین باید مخارج خانوادهای که به کشوری غریب میروند تامین شود. معلوم
نیست در آن دقایق در ذهن خورخه چه میگذشت اما احتمالا بزرگترین دلیلی که
برای رفتن آنها به بارسلونا وجود داشت ایمانی بود که به پسر نحیفش داشت.
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 10:6  توسط
|
چگونه و با چه سوالاتی باید بفهمیم طرف مقابل برای زندگی ما مناسب است یا خیر؟
سوال: دختر و پسری که قرار است با هم ازدواج کنند در اولین جلسه قبل از ازدواج بایستی در چه زمینه هایی با هم صحبت کنند؟
در مورد چه چیزی باید صحبت کنیم و چه سؤال هایی بپرسیم تا بفهمیم که او ایده ال زندگی ماست؟
پاسخ:
در مورد انتخاب همسر باید از فاکتورهای گوناگونی استفاده کرد. به عبارت
دیگر همسر مورد نظر را نمیتوان صرفا با طرح چند سؤال آن هم در یکی دو
جلسه، شناسایی کرد. چه اینکه این جلسات بیشتر جنبه تشریفاتی دارد و طرفین
به خاطر برخوردهای اولیه ممکن است خیلی خوب نتوانند همدیگر را ارزیابی
کنند. لذا علاوه بر این جلسات گفتگو باید راهکارهای مطمئنتری را ضمیمه کرد
تا درمجموع به یک نتیجه مطلوب رسید و آگاهانه دست به انتخاب زد.
به نظر
می آید یکی از بهترین راههای شناخت همسر، شناخت خانواده او میباشد. چه
اینکه همسر محصول یک خانواده است و اگر خانواده مناسب باشد تا حدود زیادی
میتوان به محصولات آن نیز اطمینان داشت. راه شناسایی خانواده استفاده کردن
از افراد مجرب، آگاه و دلسوز و در عین حال راز دار و مطمئن است.
یکی
دیگر از راههای انتخاب همسر مناسب، داشتن آگاهی های لازم از همسر مطلوب و
ایده آل میباشد و لازمه این کار، مطالعه کتاب هایی در این زمینه مانند:
کتاب «جوانان و انتخاب همسر از علی اکبر مظاهری انتشارات پارسایان» و کتاب «
انتخاب همسر» از ابراهیم امینی از انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی و
کتابهای دیگر در همین زمینه.
همچنین مشورت کردن با افراد کارشناس و
مجرب، اطلاعات بسیار ارزشمندی را میتواند در اختیار انسان بگذارد، بعد از
اینکه مجموعهای از اطلاعات را از طریق خانواده، مشورت با افراد کارشناس و
مجرب و مطالعه بدست آوردید، آنگاه نوبت به جلسات حضوری و گفتگو میرسد.
طبیعی است که اگر این فرآیند به صورت صحیح و دور از احساسات انجام بگیرد
درصد بالایی از اطلاعات لازم برای انسان فراهم میشود.
در جلسات حضوری
بیشتر باید توجه به مسائلی مانند: تعادل روحی، سلامت جسمانی، قیافه ظاهری و
نگاه کلی فرد به زندگی مورد توجه قرار گیرد. برای بدست آوردن تعادل روحی
که اهمیت بسیار زیادی دارد ،باید رفتار فرد را مانند نحوه سخن گفتن او،
انسجام کلامی او. طریقه نشستن و حرکات و سکنات او مورد توجه قرار گیرد. اگر
در این گونه امور وضعیت عادی داشت تا حدودی میتوان به تعادل روحی او نیز
پی برد.
موضوعات و سؤالات قابل طرح در این گونه گفتگوها مختلف است. زیرا
افراد عقیده ها, آرمانها, هدفها و خواسته های آنان گوناگون است. اما بعضی
از مطالب عمومی بوده و می توان آنها را طرح کرد که عبارتند از :
۱٫ سؤال از خط مشی کلی زندگی آینده و این که زندگی را بر چه مبنایی می خواهید استوار و اداره کنید؟
مثلاً:
تا چه اندازه به قوانین و دستورات اسلام و تکالیف عملی و دینی آن پایبند
هستید و می خواهید تا چه اندازه زندگی را بر اساس آن بنا کرده و در تصمیم
گیریها آنها را مورد توجه قرار می دهید؟
۲٫ پرسش از اهداف آینده :
هدفهایی که قصد دارید در زندگی آینده دنبال کنید چیست؟ و یا درباره ی هر یک
از آرمانها و هدفهای تحصیلی , اخلاقی , اجتماعی , شغلی و… به شکل جزئی تر
سؤال صورت گیرد.
مثلا:تا چه اندازه به ادامه ی تحصیل و پیشرفت علمی
پایبند هستید؟ به چه شغلی علاقه مند بوده و چه شاخصه هایی باید داشته باشد و
از نظر اخلاقی تا چه اندازه به دستورهای اخلاقی و آداب و رسوم اجتماعی و
فرهنگی توجه دارید و…
۳٫ پرسش از صفات اخلاقی و خصوصیات فردی یکدیگر.
۴٫ پرسش از خواسته ها و انتظارات طرفین از یکدیگر.مثلاً: از همسر مطلوب خود چه انتظاری دارید؟
۵٫ پرسش از چگونگی برخورد و رفتار و میزان ارتباط با خانواده و بستگان و خویشان یکدیگر.
۶٫ پرسش از نظرات یکدیگر درباره ی شیوه تربیتی فرزندان آینده .
۷٫ پرسش از عیوب و نواقص و بیماریهای مزمن یکدیگر.
لازم
به ذکر است در چنین جلسه ای باید دو طرف صادقانه از حقایق و ویژگیهای
واقعی یکدیگر خبر دهند و در صدد گمراه کردن یا فریب دادن یکدیگر بر نیایند
بلکه باید با کمال شجاعت و به طور صادقانه پاسخ گوی پرسش های یکدیگر باشند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 11:42  توسط
|